تبليغاتX
اندیشه ای از فضا

 به وبلاگ امیدوارم بتونین ازمطالب استفاده کنید لطفا نظر خودتون رو برا بهتر شدن این وب بدید.ممنون! خوش آمديد

  عضويت در وبلاگ
منوي اصلي
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
انجمن سایت
بازیهای آنلاین  
موضوعات
اضافات

دعوت نامه

پرشین گیگ
جی میل
Parsa Space
پارسي وبلاگ
30 گيگ
Sms Iran
اوركات 

لوگودوني
لینک به سایت





دوستان


Free Download Center

Free Download Center

تبلیغات

جزیره دانلود

پیوند داتیو
یوند داتیو ، در حقیقت همان پیوند کووالانسی است، فقط با کووالانسی این تفاوت را دارد که در کووالانسی دو الکترون مشترک بوسیله هر دو اتم به اشتراک گذاشته می‌شوند، ولی در داتیو ، دو الکترون مشترک ، فقط بوسیله یکی از اتمها به اشتراک گذاشته می‌شود و اتم مقابل در آنها شریک می‌گردد، بدون اینکه خود الکترونی به اشتراک کذاشته باشد.

شراط تشکسل پیوند

شرط تشکیل پیوند کوولانسی

لازمه تشکیل پیوند کوولانسی بین دو اتم ، این است که هر یک از دو اتم در آخرین تراز انرژی خود لااقل یک اوربیتال نیمه پر داشته باشند.

شرط تشکیل پیوند داتیو

در تشکیل پیوند داتیو باید اتمی که الکترون به اشتراک می‌گذارد، در آخرین لایه ، حداقل یک جفت الکترون غیر پیوندی داشته باشد و اتم دیگر نیز حداقل دارای یک اوربیتال خالی در آخرین لایه باشد.

عناصر گروههای مختلف و تشکیل پیوند داتیو

  • عناصر گروه اصلی اول در تشکیل پیوند داتیو شرکت نمی‌کنند.
  • عناصر گروه اصلی دوم پس از تشکیل مولکول در آخرین لایه ، 4 الکترون دارند. در صورتی که خصلت غیر فلزی داشته باشند، مثل Be در ، می‌توانند با دو اوربیتال خالی باقیمانده خود به عنوان گیرنده الکترون در تشکیل دو پیوند داتیو با سایر ذرات شرکت نمایند. مثل مولکولهای که وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، هر اتم Be با دو اتم کلر از دو مولکول مجاور خود ، 4 الکترون به صورت دو تا پیوند داتیو می‌گیرد و به همین دلیل همه مولکولهای در حالت جامد به هم متصل هستند و به جای اینکه از نوع جامد مولکولی باشد، از نوع جامد کووالانسی است.
  • عناصر گروه اصلی سوم پس از تشکیل مولکول ، می‌توانند با یک اوربیتال خالی آخرین لایه اتم خود ، به عنوان گیرنده دو الکترون در یک پیوند داتیو با سایر یونهای منفی یا مولکولها شرکت نمایند. مثل B در که با مولکول آمونیاک یک پیوند داتیو تشکیل داده است.
  • عناصر گروه اصلی چهارم نه به عنوان گیرنده الکترون و نه به عنوان دهنده الکترون در داتیو شرکت نمی‌نمایند.
  • عناصر گروه اصلی پنجم بعد از تشکیل مولکول و رسیدن به آرایش گاز بی اثر ، یک جفت الکترون غیر پیوندی دارند و می‌توانند آن را به عنوان دهنده الکتون در یک پیوند داتیو شرکت دهند. مثل نیتروژن در آمونیاک.
  • عناصر گروه اصلی ششم بعد از تشکیل مولکول و رسیدن به آرایش الکترونی گاز بی اثر ، دارای دو جفت الکترون غیر پیوندی هستند و حداکثر دو پیوند داتیو با سایر اتمها برقرار می‌سازند. مثل گوگرد در اسید سولفوریک.
  • عناصر گروه اصلی هفتم یا هالوژنها حداکثر 3 پیوند داتیو می‌توانند با سایر اتمها برقرار سازند. مثل کلر در اسید پرکلریک () که فرمول ساختمانی آن به صورت است.
[+]  نوشته شده توسط فائزه در شنبه هفتم آذر 1388 در ساعت 10:53 | |
چگونگی ایجاد غار

حتي يک شيمي دان دو آتشه هم در غار بي کار نمي ماند. او با نگاه کردن به اشکال غار به ياد نکات مهمي درباره حلاليت، رسوب سازي و رشد کريستالها مي افتد. حتي شايد بخواهد در خانه مدلي از رسوبات غارها درست کند. شما هم با استفاده از دستور العمل هاي زير مي توانيد همين کار را بکنيد. ولي اگر از خودتان مي پرسيد چرا و چطور اين اتفاقها مي افتد بايد تا قسمت بعدي ماجراي غارها صبر کنيد!

استالاکتيت

مواد لازم: دو فنجان آب گرم، يک بشقاب، يک قاشق، يک ظرف کات کبود و چند قطعه ذغال چوب قالبي و در صورت تمايل رنگ خوراکي

روش کار: نصف فنجان کات کبود در بشقاب ريخته و با دو فنجان آب گرم مخلوط کنيد و به مدت 3 دقيقه هم بزنيد. 2 يا 3 تکه ذغال درون بشقاب بيندازيد. بشقاب را در محلي بگذايد که بتوانيد ببينيد اما لازم نباشد که تا 5 روز تکانش بدهيد. پس از مدتي بلورهاي کات کبود روي ذغال شکل مي گيرند. مي توانيد دو سه قطره رنگ خوراکي به محلول اضافه کنيد تا بلورهايي با رنگهاي ترکيبي داشته باشيد.
رشته هاي کربناتي
مواد لازم: آب، زاج سفيد، يک ليوان شيشه اي و نخ و در صورت تمايل کات کبود، نمک طعام و شکر

روش کار: آّب را گرم کنيد. سپس زاج سفيد را به آن اضافه کنيد و اين کار را آنقدر ادامه دهيد تا ديگر چيزي از زاج در آب حل نشود. محلول را در گوشه اي بگذاريد تا سرد شود. با سرد شدن بلورهايي در آن به وجود مي آيد. بزرگترين بلور تشکيل شده را برداريد. دوباره به محلول زاج سفيد اضافه کنيد تا جاي بلوري را که برداشته ايد، پر کند. به اين کار درست کردن " محلول اشباع يا سير " مي گويند. محلول را حرارت بدهيد تا همه زاجها حل شوند؛ بعد آن را سرد کنيد. محلول سرد شده را در يک ليوان شيشه اي باريک بريزيد. نخي به دور بزرگترين بلورتان ببنديد و آن را در محلول آويزان کنيد. هم نخ و هم بلور بايد درون محلول قرار بگيرند. 3 روز به اين مجموعه دست نزنيد. در اين مدت بلورها اندک اندک تشکيل مي شوند. اين آزمايش را با کات کبود نمک طعام و شکر هم تکرار کنيد. آيا شکل بلورها با هم تفاوت دارد؟

استالاگميت

مواد لازم: 2 عدد ليوان، آّب گرم، کات کبود، 30 تا 45 سانتي متر نخ و يک بشقاب و در صورت تمايل نمک طعام، زاج و شکر

روش کار: دو ليوان را با آب پر کنيد. در هر کدام از آنها تا جايي که مي توانيد کات کبود حل کنيد. سر نخ را درون هر ليوان قرار دهيد. زير پايين ترين نقطه نخ را که آويزان مانده است، بشقاب بگذاريد. به خاطر پديده مويينگي محلول وارد نخ مي شود و از پايين ترين نقطه آن چکه مي کند. اگر اين چکه کردن به آهستگي رخ بدهد و محيط اطراف هم به اندازه کافي گرم باشد، بخار شدن حلال در بشقاب باعث مي شود بلورهايي شبيه استالاگميت ها تشکيل شود.

[+]  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه پنجم آبان 1388 در ساعت 21:25 | |
ضد ماده
فيزيكدانان در هر گوشه اي از دنيا، از ماشين هايي با تكنولوژي پيشرفته جهت توليد ذراتي كه ضدماده ناميده مي شوند، استفاده مي كنند. فيزيكدانان بر اين باور هستند كه ضدماده در واقع تصوير آينه اي ماده است و تمام دنياي امروز ما فقط از ذرات مادي تشكيل شده است. همانگونه كه شما و تصويرتان در آينه كاملا يكسان هستيد فقط با اين تفاوت كه جاي چپ و راست عوض شده اند، يك ذره و پادذره اش هم يكسان هستند به استثناي اينكه بار الكتريكي مخالف هم دارند.

اين تحقيق، به احتمال زياد هيچ چيز موجود را تغيير نخواهد داد و مسلما هيچ شباهتي با كرمچاله (Wormhole) ندارد. كرمچاله مي تواند اين امكان را براي شما فراهم كند كه در يك لحظه از يك قسمت جهان به قسمت ديگر منتقل شويد. با اين حال اين تحقيق مي تواند به دانشمندان كمك كند تا منشأ و تركيب جهان را بشناسند. البته ذرات ضدماده كاربرد علمي هم پيدا كرده اند به عنوان مثال در تجهيزات پزشكي كه براي تصويربرداري از مغز جهت نشان دادن فعاليت ذهني به كار مي رود، ضدذرات نقش مهمي دارند. تا به حال عده كمي از مردم كه اغلب آنها را هم فيزيكدانان تشكيل مي دهند، توانسته اند ضدماده را مشاهده كنند.

ما بيشتر با ماده آشنا تر هستيم. آب، هوا، تلويزيون، هر آنچه كه مي بينيم، لمس مي كنيم، مي خوريم، مي نوشيم و هوايي كه تنفس مي كنيم، همه از ذرات كوچكي كه اتم ناميده مي شوند، ساخته شده اند. خود اتم ها هم از ذرات به مراتب كوچكتري به نام الكترون، پروتون و نوترون تشكيل شده اند. الكترون ها بار الكتريكي منفي و پروتون ها بار الكتريكي مثبت دارند و نوترون ها هيچ بار الكتريكي ندارند. يك اتم معمولي از تعداد مساوي الكترون و پروتون تشكيل شده است اما تعداد نوترون ها لزوما با آنها برابر نيست. تعداد پروتون هاي يك اتم مشخص مي كند، كه نوع اتم چيست به عنوان مثال اتم هيدروژن يك پروتون و يك الكترون دارد و نوترون ندارد.

هر نوع از ذره يك پادذره هم دارد. آنتي پروتون درست مانند يك پروتون است با اين تفاوت كه بار الكتريكي منفي دارد. يك پوزيترون آنتي الكترون از همه لحاظ مانند الكترون است به استثناي اينكه بار الكتريكي مثبت دارد. هر گاه كه پروتون و آنتي پروتون به هم برسند يا هنگامي كه الكترون و پوزيترون با هم برخورد كنند، همديگر را نابود مي كنند و اين نابودي منجر به توليد انرژي مي شود.

رالف لاندائو فيزيكدان در سرن سوئيس مي گويد: هنگامي كه درباره ضدماده با همكارانم صحبت مي كنم آنها خيلي در اين باره هيجان زده نمي شوند و معمولا مي پرسند كه ضدذره جديد كدام است و چگونه رفتار مي كند. اما هنگامي كه با افرادي غير از فيزيكدانان صحبت مي كنم آنها با چشماني خيره از تعجب نگاه مي كنند و انگار با مسائلي كاملا غير عادي مواجه شده اند. در آزمايشگاه سرن، لاندائو عضو گروهي است كه ATHENA ناميده مي شود. اين گروه فيزيكدانان براي اولين بار موفق شدند پوزيترون و آنتي پروتون را به هم اتصال دهند. نتيجه اين اتصال توليد اتم آنتي هيدروژن بود كه همانا ساده ترين آنتي اتم است. اصول نظري ساخت ضد ماده بسيار ساده است اما در عمل تجهيزات لازم، بسيار پيشرفته و البته گران هستند. دانشمندان در سرن از يك نوع ماشين مخصوص، براي توليد ضد ماده استفاده مي كنند. معمولا هنگامي كه اين پاد ذره ها ايجاد مي شوند، انرژي زيادي دارند.

به همين خاطر در داخل ماشين، آنها را در تونل هايي دايره اي به حركت درمي آورند. در بدو حركت اين پادذره ها در هر ثانيه يك ميليون دور در تونل حركت مي كنند اما با كمك ميدان هاي الكتريكي و مغناطيسي سرعت آنها را كاهش مي دهند و هنگامي كه ضد ذره ها از حركت باز ايستادند آنها را حفظ مي كنند تا با ضدذره هاي ديگر تركيب كنند و آنتي اتم به دست آورند. تا به حال آنتي هيدروژن اولين آنتي اتمي است كه توسط انسان خلق شده است. تكه هاي ضد ماده ساخته شده توسط انسان مي تواند پنجره اي رو به سوي لحظه هاي آغازين زمان باشد. لاندائو مي گويد: يكي از بزرگ ترين اسرار جهان اين است كه هنوز مكاني كه شامل ضد ماده باشد پيدا نشده است البته شايد شما هرگز درباره اين موضوع شبي را با بي خوابي سپري نكرده باشيد اما فيزيكدانان با اين قضيه درگير هستند. يك دليل را براي لزوم انديشيدن درباره ضد ماده بيان مي كنيم.

بسياري از فيزيكدانان بر اين باور هستند كه اگر جهان از انفجار بزرگ كه Big Bang ناميده مي شود، به وجود آمده است بايد مقدار ماده و ضد ماده در جهان به يك اندازه توليد شده باشد. اما مي دانيم كه هر گاه ماده و ضد ماده با هم برخورد كنند همديگر را خنثي مي كنند و هر دو نابود مي شوند. بنابراين مي بايست طي اولين چند ميلي ثانيه عمر جهان، پس از انفجار بزرگ اين دو نوع ذره به هم مي رسيدند و همديگر را نابود مي كردند. اما چنين نشده است شايد به اين خاطر كه در آغاز پيدايش جهان مقدار ماده اندكي بيشتر از ضدماده بوده است. لذا موقع برخورد اين دو نوع ذره، تمام ضدماده نابود شده است و ماده باقي مانده، تمام جهان امروز را تشكيل داده است.

دانشمندان مي خواهند دريابند كه چه چيز باعث عدم تعادل ماده و ضدماده در ابتداي پيدايش جهان شده است. براي اين منظور آنها آنتي اتم ها را مورد بررسي قرار مي دهند و با اتم ها مقايسه مي كنند و در جست وجوي تفاوتي ولو كوچك ميان آنها هستند. اين سئوالات بسيار مهم هستند زيرا اگر هيچ عدم تعادلي ميان ماده و ضدماده نبود، ما در حال حاضر وجود نداشتيم. روند پروژه كند است البته به خاطر نارسايي تكنولوژي موجود. محققان ATHENA مي توانند در هر ثانيه 100 اتم آنتي هيدروژن بسازند. با اين سرعت، ساخت يك گرم آنتي هيدروژن چندين ميليارد سال به طول مي انجامد و اين زمان بيشتر از عمر جهان است. از طرفي ديگر ذخيره ضدماده نيز بسيار دشوار است زيرا به محض آنكه ضدماده با ماده تماس پيدا كند نابود مي شود.

محققان در اين انديشه هستند كه چگونه آنتي اتم هاي بيشتري بسازند، آنها را به دام بيندازند و براي مدت طولاني نگه دارند. البته اين احتمال هم وجود دارد كه مقادير بزرگي از ضدماده در مكان هايي دور دست در فضاي بيرون به شكل ضدستاره يا ضدكهكشان وجود داشته باشد. اما كاوش هاي طولاني هنوز چيزي را نشان نداده است. اما لاندائو هنوز اميد خود را در اين باره از دست نداده است. اين امكان هم وجود دارد كه جهان هاي ديگري وجود داشته باشند كه ما قادر به ديدن آنها نباشيم و در آنجا برتري با ضدماده باشد. اما اينكه چرا حداقل يك مورد شبيه آن جهان در اين بخش از جهان ما وجود ندارد هنوز يك راز است.
[+]  نوشته شده توسط سارا در جمعه هفدهم مهر 1388 در ساعت 15:31 | |
میکروسکوپ های فلورسانت
یکی از مهمترین میکروسکوپهای مورد استفاده در علوم بیولوژیکی میکروسکوپ فلورسانت می‌باشد. این میکروسکوپ دارای ویژگیهای منحصر به فردی می‌باشد که موجب تمایز آن از دیگر انواع میکروسکوپها می‌شود. با استفاده از این میکروسکوپها می‌توان موادی را که فلورسانت هستند و از خود نور تولید می‌کنند آشکار نمود و مشاهده کرد. با استفاده از این میکروسکوپ و خاصیت فلورسانت مواد می‌توان اجزای داخلی سلولها و یا مواد مختلف را بطور مجزا مشاهده نمود و تصویر گرفت و با توجه به این ویژگی که می‌توان اجزای داخل سلول را رنگ آمیزی نمود می‌توان مثلا قطر یک مولکول DNAS که چیزی در حدود nm 2 است را پس از رنگ آمیزی با ماده فلورسانت با میکروسکوپهای نوری بسیار کمتر از این حد nm 200 می‌باشد. بنابراین با این گونه میکروسکوپها می‌توان نمونه‌های را مشاهده نمود که ابعاد آن بسیار کوچکتر از قدرت تفکیک میکروسکوپها می‌باشد. علاوه بر اینها با توجه به آنکه نور تابش یافته از مواد فلورسانت دارای طول موجهای مشخص می‌باشند می‌توان از نور حاصله اطلاعات کمی و کیفی متعددی بدست آورد و در تحلیل نحوه کار سلول بکار برد.



img/daneshnameh_up/4/46/flourecent_lg.gif

پدیده فلورسانت

بعضی مواد موقعی که مورد تابش نور ، گرما و یا اصطکاک قرار می‌گیرند این نوع انرژیها را جذب و سپس آن را بصورت نور از خود تابش می‌نمایند. این گونه مواد را مواد لومینسانس و این پدیده را پدیده لومینسانس می‌نامند. علت این پدیده آن است که اتمها در اثر انرژی خارجی تحریک شده و سپس بعد از آنکه عامل تحریکی از بین رفتن اتمها به حالت پایدار بر می گردند که در این صورت انرژی اضافی الکترونهای تحریکی بصورت نور آزاد می‌شوند. شرط ایجاد فوتونهای لومینسانس آن است که انرژی تابشی بیشتر از انرژی فلورسانت باشد. در واقع برای آنکه انرژی تابشی بتواند موجب تحریک اتمها شود بایستی انرژی تابشی بیشتر از حد معینی باشد تا بتواند اتمها را به حالت تحریکی منتقل نماید، زیرا انرژی لایه‌های الکترونی از اتمها ناپیوسته و منفصل می‌باشد.

بر حسب آنکه زمان بازتابش فوتونهای فلورسانت پس از دریافت انرژی تابشی چه مدت باشد معمولا عناصری که دارای خاصیت لومینسانس هستند را به دو دسته فلورسانت و فسفرسانس تقسیم می‌نمایند. مواد فلورسانت موادی هستند که زمان بازتابش انرژی آنها کمتر از -810 ثانیه پس از جذب انرژی توسط ماده فلورسانت باشد. در صورتی که زمان بازتابش بیشتر از این باشد این ماده را فسفرسانت می‌نامند. در میکروسکوپی فلورسانت معمولا جهت تحریک اتمهای فلورسانت از نور استفاده می‌شود.

تابش فلورسانتی

همان طوری که گفته شد به منظور آنکه بتوان اتمهای ماده فلورسانت را تحریک نمود انرژی فوتونهای تابشی به ماده فلورسانت بایستی دارای انرژی بیشتری نسبت به فوتونهای تابش یافته از ماده فلورسانت باشد و لذا معمولا از نور UV جهت تحریک اتمهای فلورسانت استفاده می‌شود. متذکر می‌شود اتمهای فلورسانت که بوسیله میکروسکوپ فلورسانت تصویرگیری می‌شوند پس از دریافت نور UV ایجاد نور مرئی با طول موج بلندتر می‌نماید. شدت نور فلورسانت تابش یافته معمولا بسیار کمتر از نور تابشی به ماده فلورسانت (کمتر از 01/0 درصد) می‌باشد. علاوه بر آن نور فلورسانت ایجاد شده پس ار تابش از ماده فلورسانت در تمام جهات پراکنده می‌شوند و بدین لحاظ درصد کمی از آنها به چشم می‌رسد. شدت نور فلورسانت تابش یافته اولا به شدت نور محرک و ثانیا با غلظت ماده فلورسانت و همچنین با ضریب فلورسانت ماده متناسب می‌باشد.

ضمنا نور تابش یافته همانطوری که قبلا گفته شده وابسته به نوع ماده می‌باشد، بنابراین انرژی و طول موج و بالطبع رنگ ظاهر شده مخصوص خود آن ماده می‌باشد. علاوه بر آن نور حاصله تا حدی پلاریزه می‌باشد. با توجه به این ویژگیها می‌توان در تصویرگیری فلورسانت از میکروسکوپهای فلورسانت استفاده نمود. در میکروسکوپهای فلورسانت اساسا با توجه به آنکه هر ماده فلورسانت ماکزیمم جذب را در طول موج بخصوصی دارد، بنابراین طول موج تابشی به ماده بایستی طول موج با جذب ماکزیمم در آن ماده فلورسانت باشد و در ضمن موقع مشاهده تصویر بایستی تا از نورهایی که در اثر ماده فلورسانت ایجاد می‌شود استفاده شود.

اجزاء اصلی میکروسکوپ فلورسانت

اجزای اصلی میکروسکوپ فلورسانت نسبت به میکروسکوپهای معمولی عبارتند از:

منبع نور

منبع نور مورد استفاده در میکروسکوپ فلورسانت بایستی تولید کننده طول موجهای ناحیه ماورابنفش با شدت زیاد باشد. مهمترین چشمه نوری مورد استفاده لامپ جیوه با فشار زیاد می باشد. معمولا در میکروسکوپهای دیاسکوپیک (diascopic) از لامپهای 200 واتی و در میکروسکوپهای ایپسکوپیک از لامیهای 100 واتی استفاده می‌شود. از لامپهای اگزنون نیز در فلوئورومتری استفاده می‌شوند. در مواردی که شدت نور UV مورد نیاز باشد از لامپهای هالوژن نیز استفاده می‌شود.

فیلترها

همانطوریکه قبلا متذکر شدیم در مشاهدات میکروسکوپی فلورسانت نمونه مورد مطالعه بایستی تنها مورد تابش نور جذبی نمونه قرار گیرد. بدین لحاظ به منظور تابش نور جذبی بایستی طول موجهای دیگر را از پرتوهای تابشی به نمونه نمود. برای این کار معمولا از فیلترها استفاده می‌شود. این فیلترها تنها طول موجهای بخصوصی را از خود عبور می‌دهند. فیلترهای مورد استفاده در میکروسکوپهای فلورسانت یا از نوع فیلترهای شیشه‌ای رنگی و یا فیلترهای تداخلی می‌باشند. فیلترهای شیشه‌ای ممکن است به گونه‌ای ساخته شوند که بتوانند باند نسبتا وسیعی از طول موجها را از خود عبور دهند و یا آنکه ممکن است تنها گروه محدودی از طول موجها را از خود عبور دهند. این گونه فیلترها معمولا ارزان می‌باشند. نوع فیلترهای تداخلی دارای کیفیت بسیار بهتری می‌باشند.

با استفاده از این فیلترها می‌توان پهنای باند محدودی از طول موجها را عبور داد. این گونه فیلترها معمولا با توجه به تداخلهای متوالی بین لایه‌های نازک شفاف که دارای
ضریب شکست متفاوت هستند ساخته می‌شوند. این گونه فیلترها را می‌توان به گونه‌ای ساخت که بتواند دارای طیف عبوری با پهنای نازک ، متوسط و پهن باشد. این گونه فیلترها معمولا گران قیمت می‌باشند.

زمینه تاریک نوری

با توجه به آنکه نور فلورسانت ایجاد شده بوسیله نمونه بسیار ضعیف می‌باشد، اساسا بایستی سیستم میکروسکوپ فلورسانت به گونه‌ای باشد که نور مستقیم تابشی از چشمه نور به چشم نرسد. این مکانیسم را زمینه تاریک نوری می‌نامند.

نمونه فلورسانت

همانطوری که مشخص است نور مورد استفاده در ایجاد تصویر در نمونه‌های مورد بررسی در میکروسکوپ فلورسانت نور حاصله از نمونه است. بنابراین نمونه بایستی یا فلورسانت باشد و یا به طریقه رنگ آمیزی بصورت فلورسانت تبدیل شود. میکروسکوپهای فلورسانت معمولا دو گونه می‌باشند یک نوع میکروسکوپ فلورسانت دیاسکوپیک و نوع دیگر میکروسکوپ فلورسانت اپیسکوپیک می باشد. متذکر می‌شود نوع میکروسکوپ دیاسکوپیک قبل از میکروسکوپ اپیسکوپیک معمول گردید و لیکن پیشرفتهای بعدی موجب ساخت میکروسکوپهای فلورسانت اپیسکوپیک گردید. این نوع میکروسکوپها دارای ویژگیهای متعددی است که موجب برتری آنها نسبت به نوع قبلی گردیده است.

در سیستم میکروسکوپ دیاسکوپیک در سمت چشمه نور فلورسانت یک فیلتر مناسب واقع می‌شود که از این فیلتر نور و طول موج مناسب عبور می‌نماید. پس از آن نور عبور نموده بوسیله یک کندانسور زمینه تاریک جمع آوری و به نمونه تابیده می‌شود. واضح است که این نور دارای طول موج مناسب جهت جذب در نمونه می‌باشد. پس از تابش نور به نمونه نور فلورسانت ایجاد شده توسط آن در تمام جهات پراکنده می‌شود که پس از آن با استفاده از فیلتر مناسب نور فلورسانت حاصله از نمونه و نور تابش یافته از چشمه نور جدا شده و تنها نور فلورسانت از فیلتر عبور نموده و به چشم بیننده می‌رسد. کندانسورهای مورد استفاده در
میکروسکوپهای دیاسکوپیک معمولا دارای دو نوع خشک و ایمرسیون روغنی می‌باشند. در نوع ایمرسیون روغنی میزان روشنایی منتقل شده به نمونه تا حدود دو برابر بیشتر از نوع کندانسور خشک می‌باشد. کندانسورهای مورد استفاده در میکروسکوپهای فلورسانت دیاسکوپیک از نوع زمینه تاریک می‌باشند. چشمه نوری مناسب مورد استفاده در این میکروسکوپها معمولا از لامپهای جیوه‌ای با توان W200 می‌باشد.

نکته قابل ذکر دیگر در مورد لام می باشد. بایستی دقت نمود که لام مورد استفاده نبایستی دارای ضخامت زیاد باشد زیرا موجب آن خواهد شد که در اثر شکست زیاد نور در آن نور بر روی نمونه متمرکز نشود و لذا تصویر تیره باشد.
میکروسکوپهای اپیسکوپیک دارای تفاوتهایی در مقایسه با میکروسکوپ دیاسکوپ می‌باشد. این میکروسکوپها خود بر دو نوع میکروسکوپ اپیسکوپ مستقیم و معکوس می‌باشد و در نوع مستقیم نور از چشمه نوری بوسیله یک
آینه پس از عبور فیلتر و عبور از فیلتر طول موجهایی مناسب به اندازه 90 درجه منحرف شده و از بالا پس از عبور از عدسی شیئی به نمونه می‌تابد. در این میکروسکوپها عدسی شیئی کار کندانسور را نیز انجام می‌دهد. پس از تابش نور به نمونه و ایجاد نور فلورسانت بخشی از این نور بوسیله عدسی شیئی جمع آوری و پس از عبور از فیلتر ، نور UV آن حذف و سپس نور فلورسانت بوسیله عدسی چشمی به چشم بیننده منتقل می‌شود.

همانطوری که در بالا ذکر شد عدسی شیئی در میکروسکوپهای فلورسانت اپیسکوپیک به عنوان کندانسور نیز می باشد. بنابراین در این میکروسکوپها عدسی شیئی بایستی شفاف به نور UV باشد و ضمنا این عدسیها نبایستی خود فلورسانت باشند. بعضی از انواع عدسیهای شیئی که جهت استفاده در میکروسکوپهای فلورسانت اپیسکوپیک در بازار موجود است عبارتند از:


یکی از عوامل مؤثر در روشنایی تصویر در میکروسکوپهای فلورسانت عدد روزنه (N.A) می‌باشد. معمولا افزایش روشنایی تصویر با توان دوم N.A متناسب می‌باشد. روشنایی تصویر همچنین با عکس توان دوم
بزرگنمایی (M) متناسبی می‌باشد. با افزایش بزرگنمایی شدت روشنایی تصویر تغییر می‌نماید. تصاویر حاصله با میکروسکوپهای اپیسکوپیک معمولا دارای روشنایی بیشتر و همچنین بزرگنمایی بیشتری در مقایسه با میکروسکوپهای دیاسکوپیک می‌باشند. منابع روشنایی برای میکروسکوپهای اپیسکوپیک معمولا لامپهای جیوه‌ای W50 یا W100 می‌باشد. در این میکروسکوپها بمنظور تنظیم نور معمولا از دیافراگم روزنه ای و دیافراگم زمینه ای می توان استفاده نمود. در میکروسکوپهای اپیسکوپ نیز مشابه با نوع دیگر میکروسکوپهای UV از روشی ایمرسیون روغنی استفاده می‌شود. مایع مناسب مورد استفاده معمولا گلسیرین می‌باشد. گلسیرین دارای ویژگیهایی می‌باشد که می‌تواند توجیه کننده مفیدی آن باشد از آنج مله آنکه گلسیرین ماده فلورسانت نمی‌باشد، دارای ویسکوزیته مناسب است، همچنین قابل حل در آب و بنابراین قابل شستشو می‌باشد.

بعضی ویژگیها و برتریهای میکروسکوپ اپیوسکوپیک نسبت به نوع دیاسکوپیک عبارتند از: تنظیم ساده‌تر ، تغییر ساده‌تر روش تحریک نمونه ، کارائی بیشتر در بزرگنمایی‌های بالا و مشاهده نمونه‌های غیر شفاف. موقعت مشاهده آزمایش بوسیله میکروسکوپ فلورسانت می‌توان جهت مشاهده روشهای مختلفی بکار برد. از آن جمله می‌توان در مشاهده با میکروسکوپ فلورسانت نمونه را مستقیما مشاهده نمود و یا آنکه همراه با ویژگیها و روش فاز کنتراست آنرا مشاهده نمود. در واقع می‌توان در عمل با ترکیب روش فاز کنتراست و میکروسکوپی فلورسانت از دو ویژگی فاز کانتراست استفاده نمود و پس از آن اجزاء مربوط به فاز کنتراست را خارج و به مطالعه نمونه پرداخت و در روش دیگر می‌توان از هر دو روش در تمام مراحل مطالعه بطور همزمان استفاده نمود.

[+]  نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم مهر 1388 در ساعت 15:32 | |
فسفرسانس و فلوئورسانس

فسرسانس و فلوئورسانس پديده هايي هستند كه در آنها يك ماده خاص كه بطور عام به آن فسفر گفته ميشود پس از قرار گرفتن در مقابل نور مرئي يا غير مرئی يا حرارت ( تحريك شده ) اين انرژي را در خود ذخيره مي كند و سپس آن انرژي را بصورت طيفي از امواج مرئي در طول مدت زماني منتشر مي كند .

. اگر اين بعنوان شباهت اين دو پديده باشد تفاوت آنها در اختلاف زماني بين اين دو دريافت و تابش يا به عبارت گر دوام تابش است . اگر زمان تحريك كمتر از ۱۰ به توان ۸- ثانيه باشد، اين پديده را Fluorescent مي ناميم و اگر زمان تحريك بيش از ۱۰ به توان ۸- ثانيه باشد آن را Phosphorescent مي ناميم.به عبارتي در فسفرسنس تحريك طولاني تر و تشعشع طولاني تري داريم و در فلوئورسنس تحريك كوتاهتر تر و تشعشع كوتاهتري تري داريم.در فلوئورسانس كه نمونه آن نور مهتابي يا صفحه تلويزيون است تابش آني است و تقريبا" بلافاصله بعد از قطع نور تمام ميشود . در حالي كه در فسفرسانس ماده بعد از قطع نور نيز تا مدتي به تابش ادامه ميدهد كه مقدار آن بسته به ماده مورد استفاده مي تواند از چند ثانيه تا چندين روز طول بكشد . در فلوئورسانس برانگيختگي ميان دو تراز اصلي با انرژي هاي E1,E2 اتفاق مي افتد كه جابجايي بين أنها كاملا" أزاد است .الكترون با دريافت انرژي بر انگيخته شده وبه تراز E2 مي رود وپس از 8تا 10 ثانيه دوباره به تراز اول بر مي گردد و فتوني با انرژي E2-E1 تابش مي كند اما در فسفرسانس ماجرابدليل وجود يك تراز مياني كمي پيچيده تر است اين تراز كه مابين تراز پايه و برانگيخته قرار دارد تراز نيمه پايدار مي باشد و مانند يك دام براي الكترونها عمل ميكند به خاطر شرايط خاص اين تراز انتقال الكترون از أن به ساير ترازها ممنوع واحتمال أن بسيار كم است بنابراين چنانچه الكتروني پس از برانگيختگي از تراز E2 در دام تراز نيمه پايدار بيافتد انجا مي ماند تا زماني كه به طريقي ديگر مجددا" برانگيخته شود وبه تراز E2 برگردداين اتفاق مي تواند تحت تاثير جنبشهاي گرمايي اتمها يا مولكولهاي مجاور ويا برانگيختگي نوري روي دهد اما احتمال وقوع أن بسيار كم است به همين دليل چنين الكترونهايي تا مدتها در تراز مياني مي مانند (بسته به ساختار اتمي ماده و شرايط محيطي) وهمين عامل تاخير در باز تابش بخشي از انرژي دريافت شده است.تحريك اين ماده ها به گونه هاي مختلف انجام مي شوند: بمباران فوتوني، الكترونها، يونهاي مثبت، واكنشهاي شيميايي، گرما و گاهي اوقات ( مخصوصاً در جانداران ) تنش هاي مكانيكي... راز کرمهای شب تاب در فسفرسانس است.
برای ساختن مواد درخشنده در تاريکی بايد فسفری وجود داشته باشد که با استفاده از نور معمولی انرژی بگيرد و طول تابش ان زياد باشد.برای مثال دو فسفری که اين ويژگی ها را دارند مثل ( Zinc Sulfide ) و ( Strontium Aluminate ). که ( Strontium Aluminate ) بهتر است برای طول تابش بيشتر.
اين مواد با پلاستيک مخلوط ميکنند و مواد درخشنده در تاريکی را ميسازند.
بعضی مواقع ممکن است شما موادی را ببينيد که ميدرخشند ولی به انرژی احتياجی ندارند!يکی از ان مثالها بروی عقربه های ساعتهای گران قيمت است.درانها فسفر با يک عنصر راديو اکتيو مخلوط شده (مثل راديوم- radium) که ان عنصر با انتشار راديو اکتيو فسفر را مرتبا با انرژی ميکند.
شرحي از نحوه ي كار لامپ هاي فلوئورسنت :

در اين لامپها يك تخليه ي الكتريكي در محيطي از بخار جيوه و يك گاز خنثي ( مانند آرگون ) انجام مي شود. بخار جيوه بر اثر اين تخليه ي انرژي و جذب اين انرژي، شروع به تشعشع مي كند و طول موج اين تشعشع ۲۵۳۷ آنگستروم است كه در محدوده ي طيف UV ( فرا بنفش ) است.

از ديگر سوي، دبواره ي داخلي لامپ را با مواد فسفرسنتي پوشش مي دهند و اين مواد توسط اشعه ي UV تحريك شده، نور مرئي تابش مي كنند.
در دهه ي ۱۹۴۰ اين پوشش Zn2SiO4 (سيليكات زيركونيم) بود و از Mn بعنوان Activator استفاده مي كردند. بعدها يك محلول فسفاتي به صورت Ca5.(PO4)3.(Cl,F).Sb3+ion.Mn2+ion - كه Sb3+ion يعني يون ۳ بار مثبت آنتيموان - استفاده شد كه Activator ان، Sb ( آنتيموان ) بود.

چه موادي اين گونه هستند (نام عنصر ها) و رنگ نور انها به چه بستگي دارد؟

شماره - ماده ي زمينه - Activator - رنگ تشعشع - كاربرد
-------------------------------------------------------------- ( زمان عملكرد كوتاه )
۱ - CaWO4 - بدون Activator - آبي - لامپ آبي
۲ - Pb - CaWO4 - آبي كم رنگ - لامپ آبي
۳ - Pb - BaSi2O5 - فرا بنفش - لامپ تشعشع طولاني مدت فرابنفش
۴ - Mn - Zn2SiO4 - سبز - لامپ سبز
۵ - Pb3Mn - CaSiO3 - بين زرد و نارنجي - لامپ رنگي با كيفيت بالا
۶ - Mn - Cd2B2O5 - نارنجي / زرد - لامپ ترنر
-------------------------------------------------------------- ( زمان عملكرد طولاني )
۱ - Mn - Zn2SiO4 - زرد سبز - رادار و اسيلوگراف
۲ - Pb3Mn - CaSiO3 - نارنجي - رادار
۳ - Mn - (Zn,Be).SiO4 - سفيد - تلويزيون هاي دقيق

[+]  نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم مهر 1388 در ساعت 15:29 | |
لامپ پرتوی کاتدی
این وسیله از نظر ظاهر و ساختمان شبیه لامپی است که برای بررسی اثر میدانهای الکتریکی و آهنربایی پرتوهای کاتدی به کار می‌رود. تفاوت اساسی در این است که قبلا کاتد سرد بود و به علت بمباران با یونها ، الکترون گسیل می‌کرد. حالا چشم الکترون تفنگ الکترونی است که در قسمت باریک لامپ قرار دارد.
● تفنگ الکترونی
تفنگ الکترونی عبارت است از کاتد التهابی (رشته) که الکترون گسیل می‌کند و آند که به شکل قرصی با سوراخ کوچک با قطری برابر با ۱ تا ۳mm ساخته می‌شود. اختلاف پتانسیلی از چند صد تا چند هزار ولت بین کاتد و آند برقرار می‌شود که در فضای بین آنها میدان الکتریکی شدیدی تشکیل می‌شود.
این میدان به الکترودهایی که از کاتد گسیل می‌شوند تا سرعتهای بسیار بالایی شتاب می‌دهند.
کاتد داخل استوانه فلزی است که به آن ولتاژ مثبتی (نسبت به کاتد) اعمال می‌شود که اندکی از ولتاژ آند کمتر است. عمل مشترک این استوانه و آند باعث می‌شوند که تقریبا تمام الکترونها در سوراخ آند جمع (کانونش پرتوهای کاتدی) و از آن به شکل نوار باریکی ، یعنی باریکه الکترونی ، خارج شوند. در محلی که این باریکه به پرده می‌خورد (ته لامپ که با ماده لیان پوشیده شده است)، نقطه تابان روشنی ظاهر می‌شود.
● طرز کار لامپ پرتوی کاتدی
باریکه الکترونی خارج شونده از تفنگ الکترونی ، در مسیرش به طرف پرده ، از بین دو جفت صفحه‌های فلزی موازی می‌گذرند. اگر به جفت صفحه‌های اول ، ولتاژی اعمال شود، میدان یکنواختی ایجاد می‌شود و الکترونهایی را که از آن می‌گذرند به طرف صفحه‌ای مثبت منحرف می‌کند و لکه روشن روی پرده در امتداد افقی به طرف چپ یا راست منحرف خواهد شد. به همین ترتیب ، اگر ولتاژی به جفت صفحات دوم اعمال شود تا باریکه به طرف صفحه مثبت منحرف می‌گردد و لکه روشن روی پرده در امتداد قائم به طرف بالا یا پایین تغییر مکان می‌دهند.
سپس از روی جا بجایی لکه روشن روی پرده می‌توان در مورد ولتاژ اعمال شده بر صفحات منحرف کننده ، نظر داد. در اینجا چیز مهم و حائز اهمیت این است که به علت جرم اینرسی ناچیز الکترونها ، به هر تغییر ولتاژ روی صفحات خیلی سریع واکنش نشان می‌دهد. بنابراین لامپ پرتوی کاتدی را می‌توان برای ردیابی فرآیندهایی که در آنها تغییرات بسیار سریع ولتاژ و جریان روی می‌دهند بکار برد. مسائلی از این نوع در مهندسی رادیو که در آنجا جریانها و ولتاژها چندین میلیون بار در ثانیه تغییر می‌کنند بسیار حائز اهمیت است.
● نوسان نگار پرتو کاتدی
با مجهز کردن لامپ پرتو کاتدی با وسایل مناسبی جهت بررسی فرآیندهایی شبیه تغییر سریع ولتاژ و جریان وسیله‌ای ساخته می‌شود که نوسان نگار پرتوی کاتدی نامیده می‌شود. این وسیله نه فقط در مهندسی رادیو بلکه در بعضی شاخه‌های دیگر علم و تکنو لوژی نیز ابزار پژوهشی مهمی است و کار پژوهش در آزمایشگاههای علمی و صنعتی بدون آن دشوار است.
● کاربردهای لامپ پرتوی کاتدی
تلویزیون یکی از وسایلی است که مجهز به لامپ پرتوی کاتدی است. می‌توان گفت که لامپ پرتوی کاتدی مهمترین قسمت دستگاههای تلویزیونی است. در دستگاههای تلویزیونی ، لامپهایی که بجای کنترل الکتریکی ، باریکه الکترونی را بطور مغناطیسی کنترل می‌کنند، نیز بطور عمده‌ای بکار می‌روند.
● تلویزیون
با اعمال ولتاژ مناسب به جفت صفحات ، باریکه الکترون تمام صفحه (پرده) را با دسته خطوطی موازی و با سرعتی بالا هاشور می‌زند (روبش خط ۴). اگر روشنایی نقطه لیان ، که با انرژی جنبشی الکترونها معین می‌شود، همواره ثابت بماند، پرده بطور یکنواخت تابان دیده خواهد شد. ولی سیگنالهایی که توسط ایستگاه پخش تلویزیونی انتقال می‌یابند و توسط دستگاه تلویزیون دریافت می‌شوند بسته به روشنایی تصویری که منتقل می‌شود بطور دائم ولتاژ شتاب دهنده الکترونها را افزایش یا کاهش می‌دهند بنابراین ، نقاط روی پرده روشنایی متفاوتی دارند و تصویر انتقال یافته و برای دریافت چشم انسان باز سازی می‌شود. تفنگ الکترونی که برای بدست آوردن پرتوهای کاتدی در کینسکوپ (لامپ تصویر تلویزیون) بکار می‌رود از یک کاتد گرم و یک آند با سوراخ مرکزی که مقابل کاتد قرار دارد و باریکه الکترون را جدا می کند ساخته شده است.

 

[+]  نوشته شده توسط سارا در شنبه یازدهم مهر 1388 در ساعت 15:27 | |
جوزف تامسون چگونه نسبت بار به جرم الكترون رااندازه گيري كرد؟

آزمايش تامسون ( محاسبه نسبت بار به جرم الكترون ) 

در آزمايش تامسون از اثر ميدان الكتريكي و ميدان مغناطيسي استفاده شده است. دستگاهي كه در اين آزمايش مورد استفاده قرار گرفته است از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

الف ) اطاق يونش كه در حقيقت چشمه تهيه الكترون با سرعت معين مي باشد بين كاتد و آند قرار گرفته است. در اين قسمت در اثر تخليه الكتريكي درون گاز ذرات كاتدي ( الكترون ) بوجود آمده بطرف قطب مثبت حركت مي كنند و با سرعت معيني از منفذي كه روي آند تعبيه شده گذشته وارد قسمت دوم مي شود. اگر بار الكتريكي q  تحت تاثير يك ميدان الكتريكي بشدت E  قرار گيرد، نيروييكه از طرف ميدان بر اين بار الكتريكي وارد مي شود برابر است با:      

F= q.E

 در آزمايش تامسون چون ذرات الكترون مي باشند q = -e بنابراين:

F= -eE  

از طرف ديگر چون شدت ميدان E  در جهت پتانسيلهاي نزولي يعني از قطب مثبت بطرف قطب منفي است بنابراين جهت نيروي  در خلاف جهت يعني از قطب منفي بطرف قطب مثبت مي باشد. اگرx  فاصله بين آند و كاتد باشد كار نيروي F در اين فاصله برابر است با تغييرات انرژي جنبشي ذرات . از آنجاييكه كار انجام شده در اين فاصله برابراست با مقدار بار ذره در اختلاف پتانسيل موجود بين كاتد وآند بنابراين خواهيم داشت

ev0 =½m0v2

كه در آن  v0    اختلاف پتانسيل بين كاتد و آند e  بار الكترون  v  سرعت الكترون و  m0  جرم آن مي باشد. بديهي است اگر v0  زياد نباشد يعني تا حدود هزار ولت رابطه فوق صدق مي كند يعني سرعت الكترون مقداري خواهد بود كه مي توان از تغييرات جرم آن صرفنظ نمود . بنابراين سرعت الكترون در لحظه عبور از آند بسمت قسمت دوم دستگاه برابر است با:

v = √(2e v0/ m0)

 

ب) قسمت دوم دستگاه كه پرتو الكتروني با سرعت v وارد آن مي شود شامل قسمتهاي زير است :

 

 

1- يك خازن مسطح كه از دو جوشن  A  وB  تشكيل شده است اختلاف پتانسيل بين دو جوشن حدود دويست تا سيصد ولت مي باشد اگر پتانسيل بين دو جوشن را به v1   و فاصله دو جوشن را به d   نمايش دهيم شدت ميدان الكتريكي درون اين خازن E = v1/d   خواهد بود كه در جهت پتانسيلهاي نزولي است.

 

2- يك آهنربا كه در دو طرف حباب شيشه اي قرار گرفته و در داخل دو جوشن خازن: يك ميدان مغناطيسي با شدت B  ايجاد مي نمايد . آهنربا را طوري قرار دهيد كه ميدان مغناطيسي حاصل بر امتداد ox   امتداد سرعت - و امتداد  oy امتداد ميدان الكتريكي - عمود باشد.

 

پ) قسمت سوم دستگاه سطح دروني آن به روي سولفيد آغشته شده كه محل برخورد الكترونها را مشخص مي كند.

وقتي الكترو از آند گذشت و وارد قسمت دوم شد اگر دو ميدان الكتريكي و مغناطيسي تاثير ننمايند نيرويي بر آنها وارد نمي شود لذا مسير ذرات يعني پرتو الكتروني مستقيم و در امتداد ox   امتداد سرعت ) خواهد بود و در مركز پرده حساس p يعني نقطه  p0 اثر نوراني ظاهر مي سازد.

اگر بين دو جوشن خازن اختلاف پتانسيلv1 را برقرار كنيم شدت ميدان الكتريكي داراي مقدار معين E خواهد بود و نيروي وارد از طرف چنين ميداني بر الكترون برابر است با   FE = e E  اين نيرو در امتداد  oy و در خلاف جهت ميدان يعني از بالا به پايين است.

ميدان مغناطيسي B  را طوري قرار مي دهند كه برسرعتv   عمود باشد . الكترون در عين حال در ميدان مغناطيسي هم قرار مي گيرد و نيرويي از طرف اين ميدان بر آن وارد مي شود كه عمود بر سرعت و بر ميدان خواهد بود . اگر اين نيرو را بصورت حاصلضرب برداري نشان دهيم برابر است با:

  

FM = q.(VXB)

در اينجا q = e    پس:

FM = q.(VXB)

و مقدار عددي اين نيرو مساوي است با  F = e v B   زيرا ميدان B   بر سرعت v   عمود است يعني زاويه بين آنها 90 درجه و سينوس آن برابر واحد است. اگر ميدان B     عمود بر صفحه تصوير و جهت آن بجلوي صفحه تصوير باشد امتداد و جهت نيروي FM در  جهت  oy يعني در خلاف جهت FE خواهد بود. حال ميدان مغناطيسي B  را طوري تنظيم مي نمايند كهFE = FM  گردد و اين دو نيرو همديگر را خنثي نمايند. اين حالت وقتي دست مي دهد كه اثر پرتو الكتروني روي پرده بي تغيير بماند پس در اين صورت خواهيم داشت:

         FM = FE

        e.v.B = e E

        v = E/ B

چون مقدار E و B  معلوم است لذا از اين رابطه مقدار سرعت الكترون در لحظه ورودي به خازن بدست مي ايد . حال كه سرعت الكترون بدست آمد ميدان مغناطيسي B  را حذف مي كنيم تا ميدان الكتريكي به تنهاي بر الكترون تاثير نمايد . از آنجاييكه در جهت ox  نيرويي بر الكترون وارد نمي شود و فقط نيروي FE  بطور دائم آنرا بطرف پايين مي كشد لذا حركت الكترون در داخل خازن مشابه حركت پرتابي يك گلوله در امتداد افقي مي باشد و چون سرعت الكترون را نسبتا كوچك در نظر مي گيريم معادلات حركت الكترون ( پرتو الكتروني ) در دو جهت ox و oy  معادلات ديفرانسيل بوده و عبارت خواهد بود از  

m0(d2x /dt2)/span>=0     در امتداox 

  m0d2y /dt2)=e. E      در امتداoy

با توجه به اينكه مبدا حركت را نقطه ورود به خازن فرض مي كنيم اگر از معادلات فوق انتگرال بگيريم خواهيم داشت:

y=(1/2)(e.E)t2/m0

x=v.t

 معادلات فوق نشان مي دهد  كه مسير حركت يك سهمي است و مقدار انحراف پرتو الكتروني از امتداد اوليه (ox  )  در نقطه خروج از خازن مقدار  y  در اين لحظه خواهد بود . اگرطول خازن را به L  نمايش دهيم x = L    زمان لازم براي سيدن به انتهاي خازن عبارت خواهد بود از t = L / v  اگر اين مقدار  t  را در معادله y   قرار دهيم مقدار انحراف در لحظه خروج از خازن به دست مي آيد:

     Y =  ½ e( E/m0) ( L/ v )2

     e/ m0 = ( 2y/ E ) ( v/ L )2

كه در آن v سرعت الكترون كه قبلا بدست آمده است. L و E بترتيب طول خازن و شدت ميدان الكتريكي كه هر دو معلوم است پس اگر مقدار y را اندازه بگيريم بار ويژه يا e/m0  محاسبه مي شود.

 پس از خروج الكترون از خازن ديگر هيچ نيرويي بر آن وارد نمي شود بنابراين از آن لحظه به بعد حركت ذره مستقيم الخط خواهد بود و مسير آن مماس بر سهمي در نقطه خروج از خازن است . اگر a  فاصله پرده از خازن يعني D P0 باشد مي توانيم بنويسيم:

P0P1 = y + DP0 tgθ

tgθعبارتست از ضريب زاويه مماس بر منحني مسير در نقطه خروج از خازن و بنابراين مقدار يست معلوم پس بايد با اندازه گرفتن فاصله اثر روي پرده( P0 P1)به مقدار y رسيد و در نتيجه مي توانيم e/ m0 را محاسبه نماييم.

مقداري كه در آزمايشات اوليه بدست آمده بود 108×7/1 كولن بر گرم بود مقداريكه امروزه مورد قبول است و دقيقتر از مقدار قبلي است برابر 108×7589/1 كولن بر گرم است.

علاوه بر تامسون، ميليكان نيز از سال 1906 تا 1913 به مدت هفت سال با روشي متفاوت به اندازه گيري بار الكترون پرداخت.

[+]  نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه هشتم مهر 1388 در ساعت 1:1 | |
مروری بر تاریخچه اتم

درقرن پنجم قبل ازميلاد دموکريتوس معتقد بود که جهان از دو چيز ساخته شده است: يکي فضاي خالي وديگري ذرات بسيار کوچکي که او آن هارا اتم ناميد . اتم از واژه‌ي يوناني   atomo به معناي تقسيم ناپذير آمده است. او مي پنداشت اتم ها کوچکترين ذرات ممکن ماده اند و هر يک از مواد موجود در جهان اتم هاي متفاوتي دارند.نظر وي بسيار کلي بود وبه شواهد تجربي متکي نبود.درقرن چهارم قبل از ميلاد ارسطو اين نظريه را مطرح کرد که ماده پيوسته و يکپارچه است و از ذرات کوچک تري ساخته نشده است .اواين ماده ي خالص پيوسته را هايلي ناميد.اين اعتقاد 2000 سال به طول انجاميد تااين که دوتن از مخالفان نظر ارسطو به نام هاي رابرت بويل وآيزاک نيوتن عقيده داشتند که عناصر ماهيت اتمي دارند. بويل درسال 1661 درکتاب خود تحت عنوان کيمياگر شکاک ونيوتن درسال 1687 درکتاب پرينکيپا و سپس درسال 1704 درکتاب اوپتيکس وجود اتم راپذيرفتند اما دراثبات اين موضوع هيچ مدرک آزمايشگاهي ارائه نکردند تااينکه جان دالتون طي سال هاي 1803 تا 1808 يک فرضيه ي منطقي درباره ي وجود اتم ها مطرح کرد.وي ابتدا نتايج مشاهدات آزمايشي ديگران درباره ي واکنش هاي شيميايي رابررسي کرد. آنتوان لاووازيه دريافته بود که درواکنش هاي شيميايي معمولي ، ماده تغييرات بسياري مي کند اما خلق يا نابود نمي شود. اين همان قانون پايستگي جرم است .ژوزف پروست نيز مشاهده کرده بود که مواد خالص هميشه شامل عناصري با نسبت جرمي يکسانند.اين اصل نيز به قانون نسبت هاي معين معروف است . وقتي دالتون تئوري خود را پي ريزي مي کرد، مي کوشيد تايافته هاي لاووازيه وپروست را توضيح دهد.اوهمچنين معتقد بود که همه ي اتم‌هاي يک عنصر دقيقأ به هم شبيه اند واتم هاي عناصر مختلف کاملأ با هم فرق دارند.انديشه هاي دالتون قانون هاي پايستگي جرم ونسبت هاي معين را توضيح مي دهد. اگر اتم ها نمي توانند تخريب شوند دراين صورت آن ها بايد در يک تغيير شيميايي فقط آرايش جديدي يافته باشند به طوري که تعداد و نوع اتم ها تغيير نکند.بنابراين جرم مواد پيش از واکنش بايد با جرم مواد پس از واکنش برابر باشند.درتوضيح قانون نسبت‌هاي معين دالتون معتقد بود که به عنوان مثال درمورد سديم کلريد ، همه ي اتم هاي سديم جرم يکسان و همه ي اتم هاي کلرنيز جرم يکسان دارند.وقتي يک اتم سديم با يک اتم کلر ترکيب مي شود سديم کلريد بوجود مي آيد.اين امر درمورد هر جفت از اين اتم ها صادق است بنابراين نسبت جرم سديم به جرم کلر بايد براي هر نمونه اي از نمک يکسان باشد. دالتون معتقد بود که اين استدلال براي هر ماده ي معيني درست است (هرچند بعدها مشاهده شد که همه ي اتم هاي يک عنصر دقيقأ جرم يکسان ندارند اما با با تغيير واژه ي جرم به جرم ميانگين مي توانيم تئوري دالتون را امروزه نيز به کاربريم) .

دالتون براساس تئوري اتمي خود قانوني را بيان کرد که مبتني بر داده هاي آزمايشي نبود . اين قانون به عناصري مربوط مي شود که بيش از يک ماده مرکب ايجادمي کنند. مثلأ اکسيژن مي تواند به نسبت هاي جرمي متفاوتي باقلع ترکيب شود. بنابراين قانون نسبت جرم هايي  از يک عنصر را که با جرم معيني از عنصر ديگر ترکيب مي شوند را مي توان با اعداد صحيح کوچک بيان کرد.اين قانون را قانون نسبت هاي چند گانه مي نامند.

جرم sn در يک نمونه

جرم o در يک نمونه

نسبت جرم هاي o که با جرم معيني (gr119)ازsn ترکيب مي شود 

119

16

1

119

32

2

 اين نسبت ها دلالت براين دارندکه اتم هابصورت واحدهاي کامل برهم اثر مي کنند ودرواکنش هاي شيميايي به قسمت هاي کوچکي تقسيم نمي شوند.

 درهمان محدوده ي زماني که تئوري اتمي دالتون شکل مي گرفت ، شارل گيلوساک متوجه شدکه درشرايط ثابت حجم گازهاي واکنش دهنده باحجم محصولات گازي به نسبت اعداد صحيح کوچکي هستند.چندسال بعد آمادئو آووگادرو اين مشاهده را بااستفاده ازتئوري دالتون توضيح داد.فرضيه ي آووگادروبه گازهايي که همانند آزمايشات گيلوساک درفشار ودماي يکسان بودند، مربوط مي شد. فرضيه ي اين بود که حجم هاي مساوي از گازها درشرايط يکسان تعداد مولکول هاي يکساني دارند. اين مشاهدات پذيرفته شدن تئوري دالتون را تسريع کرد.

 يکي از مهم ترين مفاهيم حاصل از کارهاي دالتون مفهوم جرم اتمي وامکان تعيين عددي براي جرم اتم هاي عناصر گوناگون است . دالتون توانست نشان دهد که با استفاده از قانون نسبت هاي معين و داده هاي تجربي حاصل از واکنش هاي شيميايي مقادير نسبي جرم هاي اتمي را مي توان يافت . وي با اين فرض که مولکول هاي يک ماده ي مرکب هميشه شامل يک اتم از عنصر هاي سازنده ي آن است، توانست مقاديري رابراي جرم هاي نسبي اتم هاي گوناگون بيابد. اوبابررسي ترکيب آب وديگرموادمرکب دريافت که اتم هيدروژن ، ظاهرأ جرمي کمتر ازاتم هاي عناصرديگردارد. به همين سبب پيشنهاد کرد که جرم اتم هاي ديگرعناصر نسبت به جرم يک اتم هيدروژن بيان شود.ازآن جايي که اکسيژن مي توانست با بسياري ازعناصر ترکيب شود،جرم اتمي بعدها نسبت به اکسيژن اندازه گيري مي شداين مبنا تاسال 1960 تاپيش ازآن که مقادير واقعي جرم هاي تک تک اتم هابه روش طيف نگارجرمي به طورمستقيم امکان  اندازه گيري پيداکنند،مورداستفاده ي شيميدان ها قرارگرفت .پس از آن اتم کربن 12 به عنوان مقياس در نظر گرفته شد . امروزه هم فيزيکدانان وهم شيميدان ها  جرم اتمي کربن 12 را واحد جرم اتمي مي دانند .دليل عمده ي انتخاب کربن آنست که کربن مواد مرکبي توليد مي کند که از لحاظ تنوع استثنائي است . بعضي سبک وبعضي بسيار سنگينند و مي توانند براي مأخذ مقايسه در طيف نگار جرمي مورد استفاده قرار گيرند.

 درحالي که شيميدان ها درنخستين دهه ي قرن نوزدهم سرگرم کارباتئوري اتمي دالتون بودند، فعاليت ديگري درشرف تکوين بود که راه مهمي رابراي درک دانشمندان از اتم بازکرد . مطالعه ي برقکافت بااختراع سلول الکتريکي که درسال 1800 توسط ولتا به وقوع پيوست ، آغاز شد.چندهفته پس ازکشف ولتامعلوم شدکه آب بوسيله ي جريان الکتريسيته به کسيژن وهيدروژن تجزيه مي شود.دراين عمل گازهاي هيدروژن واکسيژن به نسبت وزني g 94/7 اکسيژن به g 1 هيدروژن توليد مي شوند. اين نسبت درست همان نسبتي است که اين عنصرهاباهم ترکيب شده وآب توليدمي کنند.پيش ازآن زمان تجزيه ي آب امکان ناپذير بوده است وقرن ها آب رابه عنوان يک عنصر در نظر مي گرفتند .

 استفاده شيميايي از الکتريسيته سبب شد تا بسياري تحقيقات ديگر درباره ي برقکافت انجام شود .مهم ترين آنها، کار همفري ديوي در بين سال هاي 1807 تا 1808 بوده است . وي در بررسي اثر برقکافت برمحلول سود و پتاس توانست مواد فلزي راتهيه کند. اين فلزات راسديم وپتاسيم ناميدند. پس از آن وي مؤفق شد تا فلزات کلسيم، استرونسيم وباريم را به دست آورد. کار ديوي درمورد برقکافت بيشتر کيفي بود ولي پرسش هاي کمي نيز دراين ميان مطرح مي شد از جمله آن که وقتي مقدار معيني بار ازيک محلول مي گذرد تا چه اندازه تغيير شيميايي صورت مي گيرد؟ اگر همان مقدار بار از محلول هاي متفاوت بگذرد مقدار تغيير شيميايي چه تفاوتي مي کند؟ نخستين پاسخ هاي اين پرسش ها بوسيله ي مايکل فاراده به دست آمد . وي دو قانون اساسي تجربي در برقکافت را کشف کرد . اين قوانين طي آزاد

تحقيقاتي که طي سال هاي 1832 تا 1833 انجام شد، به دست آمد. قانون اول : جرم هر عنصري که هنگام برقکافت آزاد مي شود، متناسب با مقدار باري است که از الکترود مي گذرد. قانون دوم : هرگاه A جرم اتمي يک عنصر و v ظرفيت ترکيبي آن ( والانس ) باشد، انتقال 96540 کولن بار الکتريکي ،  گرم از آن عنصر را آزاد مي کند.

    ● در قرن سيزدهم آلبرت ماگنولس فيلسوف و متخصص الهيات فکرميل ترکيبي را به منظور اشاره به يک نيروي جاذبه ي ميان مواد که موجب وارد شدن آن ها در عمل ترکيب شيميايي مي شود ، ارائه کرد . 600 سال طول کشيد تا ممکن شد به جاي اين تصور کيفي مفاهيم کمي جانشين شود . ظرفيت ترکيبي يکي از اين مفاهيم است . 

    قانون دوم فاراده نشان مي دهد که مقدار معيني از بار الکتريکي با جرم اتمي وظرفيت ترکيبي يک عنصر وابسته است . از آن جايي که جرم و ظرفيت از ويژگي هاي اتم هاي يک عنصر است ، شايد مقدار معيني الکتريسيته به طريقي با يک اتم آن عنصر مربوط باشد . به عبارتي الکتريسيته ممکن است ويژگي هاي اتمي داشته باشد . فاراده در اين باره گفته است : من به واژه ي اتم با ترديد مي نگرم .گر چه سخن گفتن از اتم ها بسيار آسا ن است ولي ايجاد تصويري روشن از آن ها بسيار دشوار است خصوصأ وقتي که اجسام مرکب مد نظر باشد . به هر حال کار فاراده در آن زمان ابزار لازمي را براي شيميدانان فراهم آورد تا در تعيين وزن هاي اتمي وظرفيت هاي ترکيبي بسياري از عناصر به مور استفاده قرار گيرد .

    ارتباط ميان الکتريسيته و اتم تا زمان اختراع تلمبه ي تخليه توسط گيسلر در سال 1885 همچنان مجهول باقي مانده بود . گيسلر با کمک تلمبه‌ي تخليه لامپي تهيه کرد که مقدار زيادي از هواي درون آن خارج شده بود . پلوکر با اتصال اين لامپ به باتري مشاهده کرد که الکتريسيته در لامپ جاري مي شود و لامپ با نور سبز کم رنگي مي درخشد. 20 سال بعد ويليام کروکس لامپ خلأ خميده اي طراحي کرده بود که نشان مي داد درخشش سبزي که در ناحيه ي مقابل کاتد مشاهده مي شود با چيزي توليد مي شود که از کاتد خارج شده طول شيشه را مي پيمايد و سپس به شيشه برخورد مي کند . گولد اشتاين اين پرتوها را پرتو کاتدي ناميد . در سال 1897 تامسون سلسله آزمايش هايي را بر روي اين پرتوها انجام داد. در آزمايش هاي انجام شده مشخص شد که ميدان مغناطيسي پرتوهاي کاتدي را به همان طريقي منحرف مي کند که بارهاي منفي را منحرف مي کند بنابر اين فيزيکدان ها معتقد شدند که پرتوهاي کاتدي نيز از ذرات باردار منفي تشکيل شده اند . اين ذرات باردار منفي همان الکترون هايي هستند که شش سال قبل جان استوني بر اساس قوانين فاراده بار الکتريکي مرتبط با ماده را الکترون ناميده بود .  آزمايشات تامسون در اين زمينه مشخص کرد که ذرات پرتوکاتدي يا الکترون ها دو خاصيت مهم دارند : 1) از مواد کاتدي بسيار متنوعي گسيل مي شوند و 2) از لحاظ جرم بسيار کوچکتر از هيدروژن هستند . پس از تعيين نسبت بار به جرم الکترون   توسط تامسون ، در سال 1909 ميليکان نخستين اندازه گيري دقيق بار الکترون را با آزمايش قطره ي روغن به دست آورد و به اين ترتيب جرم الکترون (kg 30- 10 ×91/0 )تعيين شد.

[+]  نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه هشتم مهر 1388 در ساعت 0:56 | |
مدل اتمی تامسون
سلام
به همه دوستام و همکاری گلم و همه دبیرایی که از این وب دیدن می کنند 
اول از همه شروع مدرسه رو بهتون تبریک می گم البته شاید خیلی ها تازه خوششون اومده باشه و نخوان برن
از اونجایی که این وب با بزرگ شدن من بزرگ می شه پس از امسال بیشتر رو شیمی دوم تمرکز می کنه ( چون من امسال دومم ) که البته مهم ترین شیمی تو دبیرستان هست ( به نظر من )
چون من یه نگاهی رو شیمی دوم داشتم فکر کنم با خوندن این پست ها بتونین سر کلاس موفق تر باشین !
الیبته بگم که این ها فقط یه پیش مطالعه ست و ساده . من سعی می کنم بعد از هر درس که تو کلاس داده می شه مطالب تکمیلی و مرتبط رو حتما برای آگاهی بیشتر بذارم
متشکرم از توجه تون  سال تحصیلی خوبی رو برای همه آرزو می کنم  
 
نکته : با رفتن توی ادامه مطلب می تونید یه پیش مطالعه ساده و در عین حال مفید رو داشته باشید!!!
 
 

ادامه مطلب
[+]  نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه سی ام شهریور 1388 در ساعت 15:20 | |
درمان سرطان با پرتون به عنوان جایگزین پرتو های x

 

محققین در حال ساخت سیستم تابش پرتون برای پرتودرمانی سرطان می باشند. هدف از این کار نصب سیستمی در بیمارستان های اصلی است که برای درمان تکمیلی و یا حتی به عنوان جایگزین روشهای قدیمی پرتودرمانی متکی بر پرتوهای x به کار رود. پیشنهاد ضروری تقویت قدرت کشندگی سلولها بوسیله پروتون ( هسته اتم هیدروژن ) برای نابود کردن سلولهای سرطانی است پیش از آن که این سلولها بیمار را بکشند. در سرتاسر جهان استفاده از پرتوهای درمانی برای نابود کردن سلولهای سرطانی بر اساس پرتوهای x است که این پرتوها به رغم نابود کردن سلولهای سرطانی, بسیاری از سلولهای سالم اطراف را نیز از بین می برند. آنچه محققان از موسسه فن آوری ماساچوست (MIT) به دنبال آن هستند توسعه و ساخت سیستم شتاب دهنده ای است در حجم یک اتاق که قیمت آن خیلی کمتر از سیستمهای شتاب دهنده پروتون فعلی باشد. این سیستم ذرات زیر اتمی را به تومور تابانده و لذا آسیب به بافت سالم اطراف به حداقل می رسد. محققین انتظار دارند اولین سیستم بیمارستانی آنها تا اواخر سال 2007 برقرار شده و به کار بیفتد.
مزیت پروتونها این است که آنها پر انرژی هستند ولی انرژی آنها کاملاً در کنترل است لذا در مقایسه با پرتوهای انرژی پرانرژی, آسیبهای جانی کمتری به بافت اطراف می زنند. پروتونها از طریق پوست وارد بدن شده, به تومور برخورد کرده و در آنجا متوقف می شوند و لذا آسیب به بافتهای اطراف به حداقل می رسد.
ماشینهای جدید این امکان را به متخصصین می دهند تا دوز بیشتری را درون تومور متمرکز کنند ولی بافت سالم اطراف را حفظ می کنند.به دلیل انرژی بالاتر و قابلیت کنترل بیشتر, پروتونها به عنوان درمان ضد سرطان درگذشته نیز استفاده شده اند و نتایج خوبی هم به دست آمده است ولی مراکز پزشکی توانایی پرداخت 100 میلیون دلار یا بیشتر برای خرید و نصب سیستم شتاب دهنده پروتون با استفاده پزشکی را ندارند. قیمت بالای این سیستمها به این دلیل است که پروتونها درون شتاب دهنده های اتمی بسیار بزرگ تولید می شوند که فقط در مراکز تحقیقات اتمی بزرگ شامل آزمایشگاه های ملی قرار دارند. اکنون متخصصین MIT معتقدند که آنها می توانند سیستمی جدید با هزینه اندک که تنها در یک اتاق که تنها در یک اتاق متوسط بیمارستان جا می گیرد و نتایج درمانی بهتری از پرتوهای X دارد را تولید کنند.
[+]  نوشته شده توسط فائزه در جمعه ششم شهریور 1388 در ساعت 15:35 | |
آرشيو
هفته اوّل آذر 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
اطلاعات
  روز بخير كاربر مهمان!
آمار بازديدها:
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

مدير سایت :
فائزه
سارا
لينكستان
شیمی ( خانم طاهری )شیمی2(خانم شکرالهی )ریاضیات ( مال خودمه )ستاره سهیل ( سارا )نجوم (فهیمه)باشگاه مهندسان ایران سمپاد دست نوشته های چند سمپادی همایش فیزیکسایت جامع ایرانیدختر پسر های مهندس شیمیشیمی دبیرستان شاهد نیشابورنانو تحولی بزرگ در مقیاس کوچکصنعت چوب و کاغذاخبار علمیگفتوگوی درونی (تاتا)شیمی-جالبچهار سوی علمگروه شیمی استان همدانگروه شیمی مجتمع سهند تبریزمیعاد گاه کیمیا گران جوانشیمی علم کیمیا گریشوخی با شیمیشیمیستجایی برای با هم بودنکیمیا گرشیمی (بهشتی )شیمی (رامتین )اوربیتال ( بهنام )کلبه امیددانشجویان شیمی تربیت معلم دروس مقطع راهنمایی و فراترشیمی وسرگرمی خانم خضیرچیشیمی عزیزاختر آسمان ادب پارسیمطالب دزدي فقط در اين وبلاگنانو وبلاگ یک سمپادیپایگاه تخصصی شیمی رادونایران شیمیگروه شیمی شهرستان اسفراینشیمی کاربردی و آزمایشگاه
::جزيره دانلود::
::سايت آموزش تك::
لينكدوني


آرشيو پيوندهاي روزانه


طراح قالب : علي مهاجر
Powered By : Blogfa